داستانی

فیلم کوتاه چیست ؟

فیلم کوتاه، همان‌طور که از نامش پیداست به فیلم‌هایی گفته می‌شود که زمان کوتاه دارند. البته تنها زمان ملاک این فیلم‌ها نیست. فیلم کوتاه جایگاه موجز گویی، خلاقیت و تجربه‌گرایی است. فیلم کوتاه امروز در جهان یک ژانر شناخته شده‌است. جشنواره‌های بی‌شماری در سراسر دنیا به فیلم کوتاه اختصاص دارند. فیلم‌ كوتاه‌ گونه‌ای‌ از فرآورده‌ یا محصول‌ سینمایی‌ است‌ كه‌ تفاوت‌ عمده‌ای‌ بانوع‌ تعریف‌ شده‌ و رایج‌ آن‌ در پرده‌های‌ سینمایی‌ دارد. اولین‌ تمایز این‌ آثار حضور پررنگ‌ صداقت‌ صاحب‌ اثر است‌ كه‌ در جای‌ جای‌ فیلم‌ حضور یافته‌ و خودی‌ نشان‌ می‌دهد. فیلمسازان‌ كوتاه‌ به‌ لحاظ‌ عدم‌ دغدغه‌های‌ رایج‌ تجربه‌های‌ حسی‌ بی‌واسطه‌ دارند و سعی‌ نمی‌كنند تا آثار خود را به‌ رنگ‌ و لعاب‌ بزك‌ كرده‌ و قالب‌ كنند.
از دیگر شاخصه‌های‌ تمایز نگاه‌ صاحبان‌ آثار است. هر فیلم‌ كوتاه‌ به‌ واسطه‌ بیان‌ یك‌ فكر و ایده‌ و زاویه‌ای‌ كه‌ صاحب‌ اثر از آن‌ به‌ هستی‌ و پدیده‌های‌ پیرامون‌ دارد شكل‌ می‌گیرد. دغدغه‌ اصلی‌ فیلسمازان‌ كوتاه‌ حرفی‌ است‌ كه‌ برای‌ گفتن‌ دارند یا چالشی‌ است‌ كه‌ برای‌ شكل‌ دادن‌ یك‌ تجربهِ‌ نوین‌ با آن‌ مواجه‌ هستند.

پرداخت‌ در آثار فیلم‌ كوتاه‌ تفاوتی‌ فاحش‌ با نوع‌ تلویزیونی‌ یا سینمایی‌ آن‌ دارد. ایجاز و ایهام‌ در آثار كوتاه‌ حرف‌ اول‌ و آخر را می‌زند. همه‌ چیز به‌ اختصار و در قدرت‌ كامل‌ بیان‌ می‌شود و در همین‌ موجزگویی‌ چند لایه‌ بودن‌ و مفاهیم‌ غنی‌ مدنظر قرار می‌گیرد. آثار كوتاه‌ معمولاً چند لایه‌ است‌ و هر لایه‌ بخشی‌ از یك‌ مفهوم‌ كلی‌ را بازگو می‌كند. این‌ ایجاز و ایهام‌ باعث‌ ایجاد فشردگی‌ در زمان‌ شده‌ و به‌ همین‌ خاطر ظرف‌ زمانی‌ در فیلم‌ كوتاه‌ از اهمیتی‌ دو چندان‌ برخوردار می‌شود. تایم‌ زمانی‌ هر فیلم‌ را قصه‌ آن‌ اثر تعیین‌ می‌كند اما اصل‌ كلی‌ است‌ كه‌ معمولاً فیلمسازان‌ كوتاه‌ سعی‌ می‌كنند در كمترین‌ زمان‌ ممكن، داستان‌ خود را روایت‌ كنند.

شروع‌ فیلم‌های‌ كوتاه‌ معمولاً مخاطب‌ را در كمترین‌ زمان‌ ممكن‌ وارد فضا و داستان‌ اثر می‌كند. شكل‌ پرداخت‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ ما در دقایق‌ اول‌ می‌دانیم‌ كه‌ چه‌ خطی‌ در داستان‌ را باید دنبال‌ كنیم. فیلم‌ كوتاه‌ معمولاً تواءم‌ با تعلیق‌ است. ما در یك‌ كشش‌ دراماتیكی‌ با خط‌ اصلی‌ فیلم‌ همراه‌ شده‌ و اثر را برای‌ پی‌بردن‌ به‌ راز نامكشوف‌ آن‌ دنبال‌ می‌كنیم.در فیلم‌ كوتاه‌ هیچ‌چیز زائد حضور ندارد. هر چیزی‌ برای‌ یك‌ كاركرد یا ایجاد یك‌ مفهوم‌ و حس‌ وارد صحنه‌ شده‌ است. معمولاً فیلم‌ كوتاه‌ مثل‌ دیواری‌ می‌ماند كه‌ اگر قالبی‌ از آن‌ كَنده‌ شود احتمال‌ آوار یا فرو ریختن‌ آن‌ می‌رود.

تم‌های‌ فرعی‌ معمولاً در فیلم‌ كوتاه‌ حضوری‌ آنچنان‌ ندارند. زمان‌ به‌ اندازه‌ای‌ نیست‌ كه‌ بتوان‌ به‌ شاخه‌های‌ فرعی‌ رسید و آن‌ را به‌ موازات‌ جریان‌ فیلم‌ پرداخت‌ داد. به‌ همین‌ خاطر آثار سینمایی‌ كوتاه‌ سعی‌ می‌كند بیشتر در مدار تم‌ اصلی‌ چرخیده، و جز كوچكی‌ را برای‌ ارائه‌ برگزیند.در ساختار فیلم‌كوتاه‌ آنچه‌ بیش‌ از همه‌ حضور دارد تعیین‌ نقش‌ مفهومی‌ به‌ همهِ‌ عناصر است. معمولاً به‌ لحاظ‌ تجربه‌ كردن‌ و تجربی‌ بودن‌ و دقت‌ و وسواسی‌ كه‌ كارگردان‌ فیلم‌ كوتاه‌ دارد، تجربه‌ به‌ كارگیری‌ مفهومی‌ این‌ عناصر مشهود است‌ و اغلب، شما در جای‌ جای‌ فیلم‌ ردپایی‌ از تجربه‌ را می‌توانید ببینید.پایان‌ آثار كوتاه‌ معمولاً غافلگیركننده‌ است. یعنی‌ شما به‌ نقطه‌ای‌ می‌رسید كه‌ اوج‌ روایت‌ است‌ و همهِ‌ خشت‌ها كارگذاشته‌ شده‌اند تا آن‌ لحظه‌ اتفاق‌ بیافتد.

حال‌ هر چقدر این‌ لحظه‌ با پیش‌فرض‌های‌ ما متفاوت‌ باشد تاءثیر شدیدتر خواهد بود. فیلمسازان‌ باهوش‌ سعی‌ می‌كنند نوعی‌ از تعلیق‌ و انتظار را خلق‌ كنند كه‌ تماشاگر كمترین‌ نشانه‌ای‌ برای‌ این‌ پایان‌ باشكوه‌ به‌ دست‌ نیاورد.

فیلم کوتاه از چند جنبه قابل بررسی است:

۱) زمان:

فیلم کوتاه با توجه به عنوان آن فیلمی است دارای طول زمانی کوتاه، و از این منظروجه افتراق آن با فیلمهای بلند و نیمه بلندآشکار می شود. می توان طول زمانی آن رااز چند ثانیه تا سی دقیقه در نظر گرفت امامشکل می توان فیلم کوتاه سی دقیقه ای رامتصور شد چرا که اکثریت قریب به اتفاق فیلمهای کوتاه تولید شده طول زمانی بسیارکمی (حداکثر پانزده دقیقه) را دارند. این تفکر حداقلی که معلوم نیست از کجا به ذهن فیلمسازان رخنه کرده است سبب مشکلات بسیاری است که در بررسی جنبه های دیگربه آن خواهیم پرداخت.

۲) عوامل:

آنچه در رابطه با عوامل فیلم کوتاه به ذهن می آید یک دستگاه دوربین به همراه عده معدودی عوامل است که این عوامل دراکثر موارد صفت تازه کار را یدک می کشند.واقعیت آن است که فیلم کوتاه مختص کسانی است که در ابتدای راه سینما هستندو این خود بدان معنی است که فیلم کوتاه پلکانی برای صعود به عرصه فیلمسازی بلند و حرفه ای است. هر چند فیلمسازان ونظریه پردازان فیلم کوتاه بشدت این مسئله را رد می کنند اما تناقضات موجود میان ادعاهای آنان و واقعیتهای موجود، قویاًنشانگر این موضوع است. کوچ فیلمسازان موفق فیلم کوتاه به عرصه فیلم حرفه ای،کوچی که همیشه بی بازگشت بوده است مؤید این نظر است. دلایل این امر را در جای دیگر این مقاله عنوان خواهم کرد.

در عنوانبندی اغلب فیلمهای کوتاه،فیلمنامه نویسی، کارگردانی، تدوین و گاه حتی فیلمبرداری بر عهده یک نفر قرارگرفته است. این امر نشانگر آن است که ظاهراً بحث تخصص در یکی از رشته ها درعرصه فیلم کوتاه کلاً مردود شناخته شده است. اغلب ما فیلمسازان به دلایلی که در پی خواهد آمد، علاقه داریم تمام کارهای فنی وغیرفنی فیلم را خودمان انجام دهیم.

یکی ازدلایل این مسئله درک سطحی و غلط ما ازتئوری مؤلف است که ما را وامی دارد تمام کارهای یک فیلم را از فیلمنامه گرفته تاتدوین، خودمان بر عهده بگیریم و به این طریق احساس کنیم که فیلم تولید شده دقیقاًمتعلق به شخص ماست. در حالی که هیچ یک از نظریه پردازان و فیلمسازان تئوری مولف چنین ادعایی نداشته اند. دلیل دیگرعدم وجود عوامل متخصص در رشته ای خاص است. وقتی من به عنوان کارگردان به این مسئله فکر می کنم که فلان کسی که تدوین می کند تخصصش در حد من و درخوش بینانه ترین حالت کمی بیشتر از من است. به این نتیجه می رسم که خودم شخصاً این کار را بر عهده بگیرم. از سوی دیگر، در عرصه فیلم کوتاه کسی بیشترین اهمیت را دارد (شاید بهتر باشد که جمله ام را تصحیح کنم: تنها کسی که اهمیت را دارد)کارگردان است و دیگران از فیلمنامه نویس گرفته تا صدابردار و... نقش سیاهی لشکررا دارند. همین امر سبب می شود که تعدادکارگردانان فیلم کوتاه به گونه ای غیرقابل باور بیشتر از عوامل دیگر باشد و واقعاًکدام یک از ما می توانیم مثلاً تدوینگر فیلم کوتاهی را نام ببریم که کارش فقط و فقطتدوین باشد. عملکرد مسئولین امر نیز مزیدبر علت است.

۳) مخاطب:

فیلم کوتاه به جز ما (دست اندرکاران فیلم کوتاه) مخاطب دیگری ندارد. منظورم از مخاطب انبوه آدمهایی است متعلق به سنین و طبقات مختلف.

مخاطب از فیلم کوتاه گریزان است. چرا؟چون فیلم کوتاه فاقد یکی از عناصر ذاتی هنر است. مخاطب به چه چیزی احتیاج داردتا فیلمی را تحمل کند؟ لذت، و این دقیقاً آن چیزی است که فیلم کوتاه از یاد برده است. داستان و شخصیت عناصری هستند که مخاطب را جذب می کنند. داستان یعنی آن چیزی که یقه تماشاگر را بگیرد و روی صندلی بنشاند و شخصیت همان کسی است که تماشاگر با او همذات پنداری می کند. با او می خندد، گریه می کند.عصبانی می شود و.... و این دو عنصر(داستان و شخصیت) در فیلم کوتاه یافت نمی شوند و به همین خاطر فیلم کوتاه ازنظر مخاطب عام یعنی هیچ. یعنی عرصه ای که عده ای تفکرات کلی و کلیشه ای و اغلب مبهم خود را به ناشیانه ترین وجه ارائه می دهند. فیلم کوتاه نوعی اندیشه نگاری ابتدایی است. کدام فیلم کوتاهی خنده بر لب ما آورده است؟ کدام فیلم کوتاهی غمگینمان کرده یا به هیجانمان آورده است؟ عاشق کدام شخصیت فیلم کوتاه شده ایم و باکدامشان همذات پنداری کرده ایم و ازکدامشان متنفر شده ایم. وقتی داستان وشخصیت نداشته باشیم باید قید مخاطب رابزنیم. و وقتی مخاطب نداشته باشیم انگارکه فیلمی نساخته ایم. چون فیلمی که دیده نشود انگار که اصلاً وجود ندارد، چون هنربدون مخاطب یعنی هیچ.

۴) محتوا:

فیلمهای تولید شده را نگاه کنیم. چه می بینیم؟ فکر، پیام، شعار و انتزاع. اینها آن چیزهایی هستند که فیلم کوتاه را اشباع کرده اند. تشبیه ها و استعاره های مغلق ومغلط، فضای فیلم کوتاه را مسموم کرده اند.گاهی حتی خودمان نیز از ابهام استعاره هایمان سرگیجه می گیریم. ایجازما گاه به حدی می رسد که دیگر چیزی برای دیدن نمی ماند. فیلم کوتاه عاری از احساس است چرا که ما فکر می کنیم همین که نشان دهیم پدرکسی مرده، کار تمام است و نمی دانیم که انتقال احساس یکی از بنیانی ترین وظایف هنر است. در فیلم کوتاه از گرمای احساس خبری نیست ما فضای فیلم کوتاه صد درجه زیرصفر است. محتوای فیلم کوتاه تنها اندیشه های ابتدایی ماست و معلوم نیست ما که به اقتضای سنمان، در ابتدای راهیم چگونه می خواهیم انتهای راه را به دیگران نشان بدهیم. می خواهیم در عرض پنج دقیقه جهان و بشریت را نجات دهیم، غافل از اینکه کسی که باید نجات یابد خود ما هستیم که در دام کوته فکری و خودبزرگ بینی گرفتارشده ایم.

۵) سرمایه:

فیلم کوتاه یعنی اینکه از هیچ فیلم بسازیم. عوامل و بازیگران را از میان دوست و آشنا انتخاب کنیم. لوکیشنها رامحدود به چهاردیواری خانه خودمان یاهمسایه مان بکنیم، مواد خام را به حداقل برسانیم و زمان را در محدوده یک الی سه روز متوقف سازیم. فیلم کوتاه یعنی اینکه باجیب خالی فیلم بسازیم. چرا؟ چون فیلم کوتاه سرمایه برگشتی ندارد، چون فیلم کوتاه حرفه ما نیست، تفننی است که هر چه کم هزینه تر باشد، بهتر است.

۶) موقعیت اجتماعی:

فیلمسازان فیلم کوتاه دارای هیچ گونه موقعیت و اعتبار اجتماعی نیستند. یک فیلمساز موفق فیلم کوتاه معنایی ندارد.واقعاً چه تفاوتی وجود دارد بین یک فیلمساز خوب فیلم کوتاه و یک فیلمساز بدفیلم کوتاه؟ فیلمساز خوبی به کجا می رسدکه فیلمساز بد هم بخواهد خودش را به آنجابکشاند؟ ترقی و پیشرفت در فیلم کوتاه مسئله ای کاملاً ذهنی است چرا که بایدپلکانی برای صعود وجود داشته باشدوگرنه پیشرفت معنیش را از دست می دهد.جشنواره هرگز کافی نیست چرا که یک هنرمند جایزه خودش را از اجتماع بگیردوگرنه یک چک یک میلیونی و یک تندیس وتشویقهای دویست، سیصد آدم تنها غرورکاذب را در پی دارند و روح هنرمند راسیراب نمی کنند.

به همین دلیل است که تا تقی به توقی می خورد و کوره راهی باز می شود،فیلمساز فیلم کوتاه به سر خود را به وادی فیلم بلند پرتاب می کند تا با مخاطب واقعی روبرو شود.

... در نتیجه فیلم کوتاه هیچ تعریفی رابرنمی تابد. فیلم کوتاه شیر بی یال و دم است که توجیه هستی شناختی ندارد. آش شله قلمکاری است که ظاهراً فقط و فقط به مذاق سازندگانش خوش می آید و با این اوصاف فیلم کوتاه به جایی نخواهد رسید.

اما معتقدم که می توان از این وضع اسف انگیز رهایی یافت. آشتی با مخاطب عام تنها راه نجات است و برای رسیدن به این مقصود فیلم کوتاه باید در ماهیت خوددست به تغییراتی بزند.

اگر بتوانیم مخاطب عام را جذب کنیم،اکران موفقی خواهیم داشت، اکران موفق علاوه بر ارضای روح هنرمند برگشت سرمایه را در پی دارد و برگشت سرمایه به معنی امکان سرمایه گذاری است. با ورودسرمایه راه برای فعالیت افراد متخصص باز می شود که پی آمد آن نیز افزایش سطح کیفی فیلمها خواهد بود که این خود اکران موفقی را بیشتر از پیش تضمین خواهد کرد.

  • AE (2)
  • AU (2)
  • PR (2)
  • 3D (2)
  • ED (2)
  • Pinnacel (2)